مصاحبه اختصاصی با جعفر رفیعیان نویسنده ماهشهری

مدیر بازنشسته بانک صادرات، نویسنده ای ماهشهری که از کلاس هفتم کتابخوانی را با کتاب های میکی اسپیلین آغاز کرد و در سن ۶۸ سالگی در روزگار ما خالق ۱۲ اثر ویژه فرهنگی بندرماهشهر می باشد.
گفتگوی اختصاصی خبرنگارخورنا با جعفر رفیعیان چهره و نویسنده نام آشنای ماهشهری، که این روزها با قلم خود، سرگذشت فرهنگی و اجتماعی بندر ماهشهر را به تصویر کشیده است.
این مصاحبه ای اختصاصی با جعفر رفیعیان و دغدغه های ناگفته فرهنگ‌سازی از جنس آب ‌و خاک بندر ماهشهر است.
جعفر رفیعیان که مدتی است گوشه نشین شده و غرق در کتابخوانی، در مورد چگونگی علاقمندی خود به کتاب و کتابخوانی را اینگونه شرح داد:
از کلاس هفتم (اول متوسطه) به مطالعه علاقمند شدم و با نوشته های میکی اسپیلین شروع به مطالعه کردم و در هر یکی دو روز یک کتاب جیبی ایشان را می خواندم، می توانم به جرات بگویم که تمام کتاب های جیبی این نویسنده را خواندم کتاب های آلفرد هیچکاک،دیل کارنگی ، حسینقلی مستعان، جواد فاضل، کتاب ها و ترجمه های ذبیح الله منصوری وکتاب های دیل کارنگی را خیلی دوست داشتم و در حال حاضر هم مطالعه را بیشتر از نوشتن دوست دارم.
آثار رفیعیان مملو از عطر و بوی فرهنگ ماهشهر است و وی در ادامه در خصوص چگونگی ورود خود به عرصه نویسندگی پاسخ داد:
وقتی دبیرستان می رفتم هر موضوع انشایی را در قالب داستانی کوتاه می گنجاندم که بعضی از دبیران محترم می پسندیدند و تعدادی هم نمی پسندیدند، در نهایت شروع به نوشتن دیده ها، دانسته ها، ادغام حقایق، تخیلات و خواسته هایم از جامعه با تغییراتی در واقعیات از آداب و رسوم خوب و بد بومی، از سختی های بندر و خوشی ها و نگرانی های قدیم و کلا فولکلور شهرم بندر ماهشهر در قالب رمان، داستان های کوتاه، ابیات با گویش بومی و نثر فارسی و قصه هایی باگویش بومی که مجلد و بایگانی شدند که البته با تشویق دوستان و یاران تعدادی منتشر شده است.
از ۱۲ اثر این نویسنده ماهشهری، رمان دایی عباس، مجموعه نغمه های بندر و مجموعه ماشو و دریا از کتب چاپ شده و رمان در نوبت زندگی و مجموعه نظم و نثر لطیفه های عبا پهلوان بهلول معاصر با دو نوع گویش بندر ماهشهری و فارسی دارای مجوز نشر می باشند، که جعفر رفیعیان در خصوص باقی آثار اینطور توضیح داد:
مجموعه غزلیات و قصاید بنام گنجینه های غم، مجموعه غزلیات، قصاید و مثنوی بنام فریاد دل(با دو نوع گویش بومی و فارسی)، مجموعه نظم و نثر مثنوی کوتاه با گویش بومی بنام زمزمه های جنوب (بندرماهشهری) ، مجموعه داستانی فریاد زمان(دو نوع گویش بومی و فارسی) که با این شعر شروع می شود:
قصه ی فریاد زمان فرض شود صدای من
شاد شوم که می رسد جای دگر ندای من
نیک بخوان نوشته ام خیال عاجز از قبول
وانچه تراود قلمم حاصل لحظه های من
مجموعه حکایات روزگاران با دو نوع گویش اغلب داستانک ها به زبان حیوانات اسطوره ای
و آخرین آثار که تعداد دو جلد قصه های تاریخ ایران نظم و نثر حماسی مستند با بکار گیری نام تاریخ سازان از منابع متعدد هستند.
این نویسنده ماهشهری در پاسخ به پرسش علت محوریت بندر ماهشهر در کتاب هایش توضیح داد:در این مورد بخصوص احساسات من در بیان نمی گنجد،بندر ماهشهر یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران است که کمتر معرفی شده چرا که دریای بندر از زمان پیدایش وسیله حمل و نقل آسان و کم هزینه دریا تاجران را مشتاق سفر به بندر ماهشهر و کارگران و صیادان را مجبور به سکونت در ماهشهر نموده است اما به دلیل کم آبی، محل سکونت شاهان و حاکمان وقت نگردیده است‌.
وی در ادامه گریزی به سابقه تاریخی بندر ماهشهر و ریشه خاندان قنواتیان زد و افزود:نام هانی یا هنی (هنا) شاه آنزان و یار و مشاور امپراطور عیلام نو در ۶ هزار سال پیش در مقابل آشور بانی پال که مانع شکست ایران شد به تدریج محو شد و تاکشف گنجینه جوبجی در محدوده ایذه و رامهرمز و بهبهان و کهلیلویه در سال ۱۳۸۵کسی از هویت هانی و پرستشگاه ئی پیر اطلاعی در دست نداشت و نوشته ای چند خطی از فردی غیر هم زبان و گویش در قرن جاری موجب شد نویسنده ای غیر بومی هویت یک قوم اصیل ماهشهری را به بازی گرفتند ودر سال های اخیر نویسندگانی بومی به استناد این نوشته ها به این آتش دامن زدند و اصالت قنواتیان را به قبایل غیر بومی نسبت داده اند و بر اساس همین چند خط باقیمانده با قدمت کم تر از یک قرن توانستند هانی بن عروه برادر زاده مسعود ثقفی را جایگزین نمایند ناگفته نماند مسعود ثقفی از بزرگان و نام آوران حجاز بود و اولین داوطلب حمله به ایران بود و اولین فردی است که زیر ثم فیل های سپاه ساسانیان درگذشت .
هانی شاه که در امپراطوری عیلام نو از چارمحال بختیاری و خوزستان و کهکیلویه و فارس و بوشهر حکمرانی می کرد و در کتیبه ها و نگار سنگ ها در پرستشگاه ئی پیر مراسم قربانی به پای هانی به دستور امپراطور حک شده است.با این توصیفات طبق تحقیقات من به احتمال بسیار زیاد اصالت قنواتیان به هانی شاه در امپراطوری عیلام نو بر می گردد.
این نویسنده معاصر ماهشهری، در رابطه با ریشه گویش ماهشهری اظهار داشت:یک سان بودن گویش ماهشهری با استان های چارمحال بختیاری، خوزستان، کهکیلویه، فارس و بوشهر که البته هر کدام لهجه های محلی خاص خود را دارند اما همه به سادگی می توانند باهم تکلم کنند، به دلیل ریشه های مشترک در دوره حکومت عیلام نو است که از نکته قابل توجه قرابت ما اینکه سوگند مؤکد ما قسم به ئی پیر است (قسم به ئیپیر به خدا) وئی پیر طبق نگارسنگ مکشوفه پرستشگاه هانی شاه و امپراتوران عیلام نو بوده است.
جعفر رفیعیان عدم پرداختن به فرهنگ بندر ماهشهر را معزل بزرگ فرهنگی بندر ماهشهر خواند و گفت:بندر ماهشهر دارای فرهنگی بسیار غنی است که کمتر بدان پرداخته شده است آداب و رسوم و سنن قدیم ماهشهر در هر مورد گویای این مدعاست مردم داری ،احترام به بزرگتر ها ،مهمان نوازی ،حضور در مراسم شادی، عزا و شرکت در پرداخت هزینه های مرسوم که البته من در کتاب دایی عباس به تعدادی پرداخته ام.
اگر پیشنیان قلم به دست از خود یادداشتی بجا می گذاشتند هویت مردم این شهر در پس پرده نمی ماند و من تا هستم ادبیات شفاهی بندر ماهشهر حتی المقدور با زبان و گویش بندرماهشهری خواهم نوشت.
نحوه انتخاب موضوعات کتب رفیعیان نیز از موارد پرسش شده بود و اما پاسخ وی:تا زمانی که اتفاقی توجه نویسنده را جلب نکند و نویسنده را تحت تأثیر قرار ندهد قلم برای حرکت انگیزه ای ندارد این اتفاق ممکن است شکستن بال یک پرنده باشد و یا مردی باشد که با تمام تلاش موفق نیست ،بنا بر این موضوع کتاب از ابتدا مشخص می شود. البته در قالب رمان، داستان، محلی و ابتکاری
جعفر رفیعیان ضمن تشکر از زحمات نویسندگان ماهشهری، کتاب مثل های ماهشهری از جناب آقای قیصری کتابی ارزشمند عنوان کرد و آرزوی خود را اینگونه مطرح کرد:کاش در این شهرستان یک کتابفروشی یا یک محل خاص یا یک نمایشگاه دایمی وجود داشت و آثار نویسندگان و شاعران ماهشهری و شهرهای شهرهای مرتبط با شهرستان مثل سربندر ، هندیجان، امیدیه، و شهرهایی که با ماهشهر قرابت گویش دارند در معرض دید و فروش همگان قرار می گرفت .
این نویسنده ۶۸ ساله، بهتر اثر خود را رمان در نوبت زندگی عنوان کرد و توضیح داد:با توجه به اینکه هر یک از نوشته های من یک موضوع خاص را دنبال می کند و هرکدام با سلیقه خودم انتخاب شده برای من همه در یک سطح هستند ولی رمان درنوبت زندگی که مجوز انتشار دارد حکایت از سختی زندگی اشک بار کودکانی دارد که این سختی ها تا پایان عمر رهایشان نمی کند برایم جذابیت خاص دارد.
اما کلام آخر، انتقاد جدی جعفر رفیعیان از روند چاپ و نشر کتاب بود و توقع او از مسئولین چنین بود:ما در کل کشور شاعران و نویسندگان زیادی داریم با نوشته هایی شاید بسیار مفید اما هزینه بالا و غیر شفاف اخذ مجوز و چاپ و انتشار مانع از انتشار آنهاست بطوری که شنیده ام دولت یارانه چاپ را به انتشارات ویا چاپخانه ها می پردازد و مؤلف هیچ سهمی از یارانه ندارد و اداره کل ارشاد اسلامی در صورت خرید تعدادی از کتاب های منتشره با تخفیفی است که برای مؤلف استفاده ریالی ندارد و بطور مختصر و صریح ۹۹در صد مؤلفین بهره مالی ندارند و برای انتشار کتاب از جیب خود هزینه می کنند و اهالی مطالعه هم پس از خرید کتاب و مطالعه، کتاب را دست به دست می کنند و نویسنده فقط خوشحال است که نفرات بیشتری کتاب او را مطالعه کنند.

https://mahshahr.news/116021کپی شد!
4696